گزارش اسپم
ارسال شده در تاریخ 6 دی 1392 | بازدید از اثر: 769
  • نگارخانه آثار
  • آلبوم ها
گردنبند نقره
وزن 2 گرم اندازه 2*4 سانتی متر
بر گرفته از نوشته های خانم دکتر عرفان نظر آهاری

لیلی قصه اش را دوباره خواند برای هزارمین بار و مثل هر بار لیلی قصه باز هم مرد.
لیلی گریست و گفت: کاش این گونه نبود.
خدا گفت: هیچ کس جز تو قصه ات را تغییر نخواهد داد. لیلی! قصه ات را عوض کن.
لیلی اما می ترسید. لیلی به مردن عادت داشت.
... تاریخ به مردن لیلی خو کرده بود.
خدا گفت: لیلی عشق می ورزد تا نمیرد. دنیا لیلی زنده می خواهد.
لیلی آه نیست. لیلی اشک نیست. لیلی معشوقی مرده در تاریخ نیست.لیلی زندگی ست.
لیلی! زندگی کن
اگر لیلی بمیرد.چه کسی لیلی به دنیا بیاورد؟
چه کسی گیسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه کسی طعام نور را در سفره های خوشبختی بچیند؟ چه کسی غبار اندوه را از طاقچه زندگی بروبد؟ چه کسی پیراهن عشق را بدوزد؟
لیلی! قصه ات را دوباره بنویس.
لیلی به قصه اش بر گشت.
این بار اما نه به قصد مردن.که به قصد زندگی.
و آن وقت به یاد آورد که تاریخ پر بود از لیلی های ساده گمنام...
خروج
نــام کاربری:
کلمــه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
خروج
گزارش