ماهی گلی ...

از مجموعه:

زینب هاشمی

گزارش اسپم
ارسال شده در تاریخ 20 اردیبهشت 1394 | بازدید از اثر: 468
  • نگارخانه آثار
  • آلبوم ها
  • آلبوم : عکاسی
اگر عقل در سر ماهی می بود
توان تُنگ شکستن را نمی کرد آرزو هرگز
خودش را نیز نمی کوبید به دیوارهای این زندان حسرت زا
خدا را شاکرم می شد
که آبی هست و گهگاهی
کمی نان می دهند او را
و گر حتی چو ما اندک طمع در ذات او می بود
به فوقش آرزو می کرد
کمی وسعت دهند زندانک او را !
تو بی عقلانه پس خود را چو ماهی ها
نزن بر این در و آن در
که داری قدرت اندیشه ای در سر
و این باشد به یادت هر زمان هر جا
که وقتی یک جنین بودی به زندانت بیفکندند
تو رد آنجا نمو کردی
و تُنگت تَنگ تا گردید به دنیا منتقل گشتی
و حالا خوب می دانی که در این حوضچه ی اکنون نمی مانی
تو گر آزادگی جویی نشاید ناسزا گویی
نباید چشم ها شویی
فقط وسعت به خود بخشیدنی باید
به دریا رفتند حتمی ست...


#عارف آریا#
خروج
نــام کاربری:
کلمــه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
خروج
گزارش