پروفایل من

ابوذر اسدزاده

  • ab.asadzadeh@gmail.com
آرشیو

باز باران، بی ترانه

باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم ،باز ماتم

من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست؟!

نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران، سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست؟!
نمی فهمم...

کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟!!

نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران، عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست؟!
نمی فهمم. . .

                            کارو.....



آلبوم های من

عضویت در تاریخ 27 بهمن 1390
بازدید پروفایل: 3597