گزارش اسپم
ارسال شده در تاریخ 28 شهریور 1394 | بازدید از اثر: 433
  • نگارخانه آثار
  • آلبوم ها
شب از شبهای پاییزی است
از آن همدرد و با من مهربان ، شبهای اشک آور
ملول و خسته دل
گریان و طولانی

شبی که در گمانم من که آیا برشبم گرید چنین همدرد
و یا
بر بامدادم گرید از من نیز پنهانی ...
من این میگویم و دنباله دارد شب .......

و اینک خیره در من مهربان
که دست سرد و خیسش را چو بالشتی سیه بر زیر بالینم گذارد شب
و من این می گویم و دنباله دارد شب .........

خموش و مهربان با من
به کردار پرستاری سیه پوشیده پیشاپیش دل برکنده از بیمار
ببالینم نشیند
اشک بارد شب
من این می گویم و دنباله دارد شب .......

م امید

لیست علاقه مندان [21]

خروج
نــام کاربری:
کلمــه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
خروج
گزارش