*** هرگز ندانم راندن مستی که اُفتد بر درم ***

از مجموعه:

کیمـیا منجـّمی

گزارش اسپم
ارسال شده در تاریخ 12 اسفند 1389 | بازدید از اثر: 3275
  • نگارخانه آثار
هرگز ندانم راندن مستی که اُفتد بر درم/
در خانه گر مِی باشدم پیشش نَهم با وی خورم***
مستی که شد مهمان من جان منست و آن من/
تاج من و سلطان من تا برنشیند بر سرم***
ای یار من وی خویش من مستی بیاور پیش من/
روزی که مستی کم کنم از عمر خویشش نشمرم***
چند آزمایم خویش را وین جان عقل اندیش را/
روزی که مستم کَشتیم روزی که عاقل لَنگرم***
گر مستی و روشن روان امشب مخُسب ای ساربان/
خاموش کن خاموش کن زین
خروج
نــام کاربری:
کلمــه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
خروج
گزارش