یه افســـــــــوس عمیــــــــــــق ....

زهـرا محمودیـان اصفـهانی

گزارش اسپم
ارسال شده در تاریخ 29 فروردین 1394 | بازدید از اثر: 699
  • نگارخانه آثار
  • آلبوم ها
انگار پشت شیشه زل زده بود به من و کل زندگیم، با لبهای آویزونش و یه افسوس عمیـــــــق میگفت : متاسفم برات . چه دنیای بیخودی .
.
.
.
.
صبـــــــــــــح .... ظهـــــــــــــر .... شـــــب ...

این شد چرخش روزگاره ما ..
افسوس ...
و در انتها ، نقطه و باز هم سره خط ... .
خروج
نــام کاربری:
کلمــه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
خروج
گزارش