گزارش اسپم
ارسال شده در تاریخ 10 فروردین 1395 | بازدید از اثر: 106
  • نگارخانه آثار
  • آلبوم ها
لب باز می کنند غزل های لال من
کی می شود به نام تو تحویل سال من؟

مثل هوای شرجی چشم تو در دلم
باران گرفته است و خراب است حال من

تو قسمت زمین غزل خیز جنگلی
تو سهم دختران شمالی ... شمال من!

من قسمتم کویرترین جای نقشه است
دریای چشم های شما نیست مال من

کم کم بخار می شود از ذهن آبگیر
باران خاطرات تو ... رود زلال من!

شعر از بلور چشم شما آب می خورد
با این حساب، پیش تو ظرف سفال من

شاید فقط برای شکستن مناسب است
شاید فقط برای شکستن، سفال من...

حالا سوار می شوم و سوت می کشد
بر ریل های قطار شما ... بی خیال من!

لبخند میزنم: «به خدا میسپارمت»
خیس است خیس گریه ولی دستمال من

حالا رسیده است به دی ماه سال من
دیگر نمی رسند غزل های کال من

حل المسائل همه مشکلات من
پاسخ نمی دهد به علامت سوال من

« حافظ به من جواب درستی نمی دهد
از قهوه های تلخ بپرسید فال من»

یک دفتر سفید غزل روی میز توست
خط خورده من، تباه شده من، مچاله من!

برگردن تمام غزلهام، حلقه است
مثل طناب عشق تو ... تنها مدال من!

بی اتفاق تازه ای امسال هم گذشت
کی می شود به نام تو تحویل سال من؟

لیست علاقه مندان [3]

خروج
نــام کاربری:
کلمــه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
خروج
گزارش