أَمیرِی حُسَیْنٌ

طاهر فرمان

گزارش اسپم
ارسال شده در تاریخ 2 آبان 1394 | بازدید از اثر: 376
  • نگارخانه آثار
  • آلبوم ها
  • آلبوم : digital work
پدرش «جُنادة بن کعب» از مکه با خانواده اش به خدمت امام شرفیاب شد و در روز عاشورا در حمله اول به فیض شهادت نایل آمد.

وى در حالى که یازده سال بیشتر نداشت از امام(علیه السلام) اجازه میدان خواست. امام(ع) فرمود: «پدر این جوان در جنگ به شهادت رسیده، شاید مادرش راضى نباشد». او عرض کرد: «إنَّ أُمِّی هِیَ الَّتِی أَمَرَتْنِی»؛ (مادرم به من فرمان داده است گام در این میدان بگذارم).


به دنبال این سخن امام(علیه السلام) اجازه داد، وى به میدان رفت و این رجزِ به یادماندنى را خواند:

«أَمیرِی حُسَیْنٌ وَ نِعْمَ الاَْمیرُ *** سُرُورُ فُؤادِ الْبَشیرِ النَّذیرِ

عَلِىٌّ وَ فاطِمَةُ والِداهُ *** فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظیر

لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحى *** لَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْر مُنیر»

(امیر من، حسین است و چه نیکو امیرى؛ که شادى دل پیامبرِ بشیر و نذیر است.

على و فاطمه پدر و مادر اویند، آیا شما براى او همانندى مى شناسید؟!

طلعتش مانند خورشید نیم روز است و چهره اش چون ماه شب چهارده درخشان است).

لیست علاقه مندان [20]

خروج
نــام کاربری:
کلمــه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
خروج
گزارش